خبرگزاری آریا -آبادان را نباید فقط با پالایشگاه، بندر، بازار و خاطرات تاریخیاش شناخت. در جغرافیای این شهرستان، پهنهای از روستاها، نخلستانها، زمینهای کشاورزی، انهار طبیعی و مصنوعی و حاشیه رودخانههای اروندرود و بهمنشیر وجود دارد که میتواند بخش مهمی از آینده اقتصادی و گردشگری منطقه را رقم بزند؛ ظرفیتی که متأسفانه در سالهای گذشته آنگونه که شایسته است، مورد توجه و بهرهبرداری قرار نگرفته است.
به گزارش خبرگزاری آریا از آبادان؛روستاهای آبادان صرفاً سکونتگاههایی در حاشیه شهر نیستند؛ این روستاها بخشی از هویت تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و طبیعی آباداناند. سرزمینهایی که روزگاری به واسطه نخلستانهای گسترده، زمینهای حاصلخیز، کشاورزی، دامداری و محصولات باغی، از کانونهای مهم تولید و تأمین معیشت مردم منطقه به شمار میرفتند.
امروز اما پرسش اساسی این است: چرا چنین ظرفیت ارزشمندی نتوانسته است متناسب با استعدادهای طبیعی و جغرافیایی خود، به یکی از محورهای اصلی توسعه شهرستان آبادان تبدیل شود؟
آبادان و 54 آبادی؛ سرمایهای که هنوز به درستی شناخته نشده است
بر اساس دادههای منتشرشده درباره تقسیمات و آبادیهای شهرستان آبادان، این شهرستان دارای 54 آبادی در پنج دهستان است که 43 آبادی از آنها دارای جمعیت ساکن گزارش شدهاند. جمعیت روستایی ثبتشده این آبادیها نیز حدود 36 هزار و 454 نفر اعلام شده است. این آمار، تصویری از گستردگی جامعه روستایی و اهمیت آن در ساختار جمعیتی شهرستان ارائه میکند.
این آبادیها در دهستانهای شلاهی، بهمنشیر شمالی، بهمنشیر جنوبی، مینوبار و نصار پراکندهاند و از نظر موقعیت جغرافیایی، دسترسی به منابع آبی، اراضی کشاورزی و نزدیکی به رودخانهها، از ویژگیهای قابل توجهی برخوردارند.
(البته باید توجه داشت که در برخی گزارشهای قدیمیتر، ارقام متفاوتی برای تعداد روستاهای آبادان ذکر شده است؛ بنابراین عدد 54 ناظر به مجموعه آبادیهای ثبتشده می باشد )
موهبتی به نام اروندرود، بهمنشیر و شبکه انهار
شاید مهمترین مزیت روستاهای آبادان، موقعیت طبیعی و جغرافیایی آنها باشد. همجواری با اروندرود و بهمنشیر و وجود شبکهای از انهار و آبراههها، امکانی ارزشمند برای توسعه کشاورزی، باغداری و نخیلات فراهم کرده است.
در کمتر مناطقی میتوان مجموعهای از ظرفیتهای طبیعی مانند زمینهای قابل کشت، رودخانههای بزرگ، شبکه انهار، اقلیم گرمسیری و سابقه تاریخی کشت خرما را در کنار یکدیگر مشاهده کرد.
این ویژگیها میتوانند زمینهساز توسعه فعالیتهایی از جمله موارد زیر باشند:
احیای نخلستانهای قدیمی و توسعه کشت خرما و محصولات جانبی آن.
توسعه باغداری گرمسیری متناسب با شرایط اقلیمی و کیفیت آب.
کشت محصولات زراعی سازگار با شرایط خاک و آب منطقه.
توسعه دامداری سنتی و نیمهصنعتی و پرورش دام سبک.
ایجاد واحدهای کوچک فرآوری، بستهبندی و نگهداری محصولات کشاورزی.
توسعه گردشگری روستایی، طبیعتگردی، گردشگری کشاورزی و گردشگری رودخانهای.
به بیان دیگر، روستاهای آبادان فقط ظرفیت تولید محصولات خام کشاورزی را ندارند؛ بلکه میتوانند حلقهای از یک زنجیره اقتصادی شامل تولید، فرآوری، بستهبندی، عرضه و گردشگری باشند.
اما وجود رودخانه بهتنهایی به معنای دسترسی به آب قابل استفاده برای کشاورزی نیست. کاهش کیفیت آب، پیشروی شوری و تغییرات جریان رودخانهها، از مهمترین موانع بهرهبرداری از این ظرفیت بودهاند. سازمان آب و برق خوزستان نیز در گزارشهای خود به تأثیر کاهش دبی رودخانهها و هجوم آب شور بر کیفیت آب و آسیب نخیلات آبادان و اروندکنار اشاره کرده است.
نخلستانهایی که روزگاری هویت آبادان بودند
آبادان و روستاهای پیرامونی آن از دیرباز با نخل و نخلستان شناخته میشدند. نخلستانها فقط منبع درآمد خانوارهای روستایی نبودند؛ بخشی از هویت فرهنگی، اقتصادی و حتی منظره طبیعی این منطقه را شکل میدادند.
پیش از جنگ تحمیلی، بسیاری از روستاهای آبادان در میان انبوه نخیلات و باغات قرار داشتند و فعالیتهای مرتبط با کشت، نگهداری، برداشت و فروش خرما، نقش مهمی در اقتصاد خانوارهای روستایی ایفا میکرد.
با وقوع جنگ، بخش بزرگی از این ساختار اقتصادی و تولیدی آسیب دید. تخریب یا رهاشدگی باغات، مهاجرت و پراکندگی جمعیت، از بین رفتن زیرساختهای آبیاری و کاهش امکان فعالیت کشاورزی، روند احیای نخلستانها را دشوار کرد.
اما مسئله فقط خسارات جنگ نبود. پس از پایان جنگ و بازگشت تدریجی مردم، انتظار میرفت برنامهای منسجم و بلندمدت برای احیای نخیلات و زمینهای کشاورزی تدوین و اجرا شود؛ برنامهای که هم مسئولیت دولت و دستگاههای متولی را مشخص کند و هم مشارکت و انگیزه اقتصادی روستاییان را افزایش دهد.
واقعیت این است که چنین عزمی، نه در سطح سیاستگذاری و پشتیبانی دولتی به اندازه کافی شکل گرفت و نه در همه مناطق، از سوی بهرهبرداران محلی به سطحی متناسب با ظرفیتهای موجود رسید.
امروز در برخی از این مناطق، زمینهایی که میتوانستند زیر کشت و پوشش نخلستان باشند، بلااستفاده یا کمبازده ماندهاند؛ نخلهایی که میتوانستند سرمایهای مولد برای نسلهای بعد باشند، به دلیل مشکلات متعدد در معرض فرسودگی و نابودی قرار گرفتهاند.
شوری آب؛ بحرانی که ریشههای کشاورزی آبادان را سست کرد
یکی از مهمترین موانع احیای کشاورزی و باغداری آبادان، بحران شوری آب است؛ مسئلهای که آثار آن را نمیتوان صرفاً در کاهش محصول یک یا دو فصل کشاورزی خلاصه کرد.
شوری آب اروندرود و بهمنشیر، بهویژه در دورههایی که دبی آب شیرین کاهش مییابد و نفوذ آب شور افزایش پیدا میکند، امکان آبیاری مناسب نخیلات و اراضی کشاورزی را محدود میکند.
در چنین شرایطی، کشاورز با یک انتخاب دشوار مواجه میشود: هزینه کند و زمین را احیا کند، اما از کیفیت آب و امکان استمرار تولید اطمینان نداشته باشد؛ یا فعالیت خود را متوقف کند و شاهد از دست رفتن تدریجی سرمایه و زمینش باشد.
این مشکل در کنار شوری خاک، ضعف یا فقدان شبکه زهکشی کارآمد و انباشت املاح در اراضی، وضعیت را پیچیدهتر میکند.
نباید فراموش کرد که آبیاری بدون زهکشی مناسب، بهویژه در مناطق کمارتفاع و گرمسیری، میتواند موجب بالا آمدن سطح آب زیرزمینی و تجمع نمک در لایههای سطحی خاک شود. بنابراین احیای کشاورزی آبادان صرفاً با تأمین آب امکانپذیر نیست؛ آب باکیفیت، مدیریت مصرف، زهکشی اصولی و پایش مستمر شوری خاک باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
رشد وگسترش گیاهان مهاجم و علفهای هرز در اراضی رهاشده و انهار نیز میتواند بر دشواری احیای زمینها بیفزاید؛ زیرا این وضعیت، دسترسی و نگهداری زمین را دشوارتر کرده و هزینه آمادهسازی مجدد اراضی را افزایش میدهد.
ماشینآلات کشاورزی؛ حلقه مفقوده احیای نخلستانها
یکی دیگر از واقعیتهای کمتر دیدهشده در روستاهای آبادان، ناتوانی بسیاری از بهرهبرداران در تأمین تجهیزات و ماشینآلات مورد نیاز کشاورزی است.
احیای یک نخلستان رهاشده، صرفاً به کاشت نهال و آبیاری محدود نمیشود. آمادهسازی زمین، تسطیح، شخم، اصلاح خاک، لایروبی انهار، زهکشی، هرس، مبارزه با آفات و برداشت محصول، هر یک نیازمند تجهیزات و امکانات تخصصی است.
در شرایطی که قیمت ماشینآلات کشاورزی، قطعات یدکی، سوخت و هزینه تعمیر و نگهداری افزایش یافته است، بسیاری از کشاورزان توان خرید این تجهیزات را ندارند. حتی اجاره ماشینآلات نیز در برخی موارد با هزینههایی همراه است که برای کشاورزان خرد و خانوارهای روستایی مقرونبهصرفه نیست.
در نتیجه، زمینهایی که قابلیت احیا دارند، به دلیل فقدان ابزار و سرمایه اولیه همچنان بلااستفاده باقی میمانند.
در این میان، نقش دولت و نهادهای متولی در ایجاد مراکز خدمات مکانیزاسیون کشاورزی، تعاونیهای تأمین ماشینآلات، تسهیلات کمبهره و ارائه خدمات یارانهای بسیار تعیینکننده است.
نمیتوان از روستایی انتظار داشت که با امکانات محدود و بدون دسترسی به تجهیزات مورد نیاز، بهتنهایی بار احیای یک ساختار کشاورزی آسیبدیده را بر دوش بکشد.
نسل جوان و فاصله گرفتن از کشاورزی؛ زنگ خطری برای آینده روستاها
یکی از نگرانیهای جدی در آینده روستاهای آبادان، کاهش علاقه و انگیزه بخشی از نسل جوان برای ورود به فعالیتهای کشاورزی، باغداری و نگهداری نخلستانهاست.
جوان امروز روستایی، وقتی با زمین کمبازده، آب شور، نبود ماشینآلات، دشواری تأمین سرمایه، هزینههای بالای تولید و بازار نامطمئن فروش محصول مواجه میشود، طبیعی است که کشاورزی را بهعنوان یک مسیر اقتصادی جذاب و آیندهدار انتخاب نکند.
بسیاری از جوانان ترجیح میدهند به مشاغل شهری، فعالیتهای خدماتی یا فرصتهای شغلی خارج از روستا روی بیاورند.
این روند اگر ادامه پیدا کند، تنها به کاهش سطح زیر کشت منجر نمیشود؛ بلکه دانش بومی کشاورزی، مهارتهای سنتی نگهداری نخیلات و پیوند تاریخی نسلهای گذشته با زمین نیز بهتدریج از بین خواهد رفت.
برای بازگرداندن جوانان به روستاها، نمیتوان صرفاً به توصیههای اخلاقی و دعوت به کار کشاورزی بسنده کرد. کشاورزی باید به فعالیتی اقتصادی، درآمدزا، دارای امنیت نسبی سرمایهگذاری و برخوردار از فناوری و بازار فروش تبدیل شود.
دامداری؛ ظرفیتی که میتواند مکمل اقتصاد کشاورزی باشد
اقتصاد روستاهای آبادان نباید فقط به نخل و خرما محدود شود. دامداری نیز میتواند بهعنوان یکی از پایههای مکمل اقتصاد روستایی مورد توجه قرار گیرد.
وجود برخی اراضی قابل استفاده برای تولید علوفه، امکان بهرهگیری از بقایای محصولات کشاورزی و نزدیکی به بازار مصرف شهرهای آبادان، خرمشهر و منطقه آزاد اروند، ظرفیتهایی برای توسعه دامداری متناسب با شرایط اقلیمی منطقه فراهم میکند.
پرورش دام سبک، دامداری نیمهصنعتی و فعالیتهای مرتبط با تولید لبنیات و فرآوردههای دامی، در صورت تأمین خوراک، آب سالم، خدمات دامپزشکی و زیرساختهای مناسب، میتوانند به ایجاد اشتغال و افزایش درآمد خانوارهای روستایی کمک کنند.
البته توسعه دامداری باید با ظرفیت واقعی مراتع، منابع آب و شرایط زیستمحیطی منطقه متناسب باشد تا خود به عاملی برای تخریب منابع طبیعی تبدیل نشود.
گردشگری روستایی؛ فرصتی که هنوز جدی گرفته نشده است
روستاهای آبادان از ظرفیتهای قابل توجهی برای توسعه گردشگری برخوردارند؛ ظرفیتی که میتواند در کنار کشاورزی و دامداری، منبع درآمد جدیدی برای ساکنان روستاها ایجاد کند.
همجواری با اروندرود و بهمنشیر، چشماندازهای طبیعی نخلستانها، فرهنگ بومی مردم، معماری و بافت سنتی برخی سکونتگاهها، غذاهای محلی، شیوههای سنتی برداشت خرما و زندگی وابسته به رودخانه، مجموعهای از جاذبههای گردشگری را شکل میدهند.
چه چیزی میتواند جذابتر از گردش در میان نخلستانهای آبادان، تجربه برداشت خرما، آشنایی با شیوه سنتی کشاورزی، استفاده از غذاهای محلی و تماشای چشمانداز رودخانهها باشد؟
اما این ظرفیتها زمانی به محصول گردشگری تبدیل میشوند که زیرساختهای لازم فراهم شود؛ از جمله:
ایجاد اقامتگاههای بومگردی با مشارکت روستاییان.
ساماندهی مسیرهای گردشگری در حاشیه رودخانهها و نخلستانها.
ایجاد بازارچههای محصولات محلی و صنایعدستی.
معرفی غذاها و فرهنگ بومی منطقه.
توسعه گردشگری کشاورزی و تجربه زندگی روستایی.
ایجاد امکانات رفاهی، بهداشتی و دسترسی مناسب به روستاها.
در چنین الگویی، گردشگری نهتنها درآمد مستقیمی برای روستاییان ایجاد میکند، بلکه به رونق فروش محصولات کشاورزی و معرفی ظرفیتهای فرهنگی آبادان نیز کمک خواهد کرد.
روستاها؛ قربانی کمتوجهی یا قربانی یک چرخه معیوب؟
در بررسی وضعیت روستاهای آبادان، باید از قضاوت یکطرفه پرهیز کرد. نه میتوان تمام مشکلات را به کمکاری دستگاههای دولتی نسبت داد و نه میتوان از نقش و مسئولیت خود بهرهبرداران و روستاییان چشمپوشی کرد.
واقعیت این است که با یک چرخه معیوب مواجه هستیم:
از یک طرف، دستگاههای مسئول نتوانستهاند در همه مناطق، زیرساختهای مناسب آبیاری و زهکشی، خدمات مکانیزاسیون، تسهیلات مؤثر و برنامههای اقتصادی پایدار را به اندازه کافی فراهم کنند.
از طرف دیگر، بخشی از اراضی کشاورزی و نخلستانها به دلیل مشکلات اقتصادی، شوری آب و خاک، مهاجرت، افزایش هزینههای تولید و کاهش انگیزه بهرهبرداران، رها شدهاند و مشارکت و تلاش لازم برای احیای آنها نیز در همه مناطق شکل نگرفته است.
این وضعیت بهتدریج موجب کاهش تولید، فرسودگی زیرساختها، گسترش اراضی بایر، افزایش هزینه احیا و کاهش جذابیت فعالیت کشاورزی برای نسل جوان شده است.
بنابراین، احیای روستاها نیازمند یک مسئولیت مشترک است؛ مسئولیتی که دولت باید با سیاستگذاری، تأمین زیرساخت و پشتیبانی مالی آغاز کند و مردم و بهرهبرداران نیز با مشارکت، سرمایهگذاری و بازگشت تدریجی به فعالیتهای مولد آن را تکمیل کنند.
چه باید کرد؟ ضرورت تدوین برنامه جامع احیای روستاهای آبادان
برای خروج از وضعیت موجود، اقدامات پراکنده و مقطعی کافی نیست. روستاهای آبادان به یک برنامه جامع و عملیاتی نیاز دارند که متناسب با ویژگیهای هر دهستان و وضعیت منابع آبی و اراضی آن طراحی شود.
مهمترین محورهای این برنامه میتواند شامل موارد زیر باشد:
1\. تهیه شناسنامه جامع روستاها: شناسایی تعداد دقیق نخیلات، اراضی کشاورزی فعال و رهاشده، وضعیت مالکیت، منابع آب، انهار، دامداریها و ظرفیت گردشگری هر روستا.
2\. حل مسئله شوری آب: پیگیری مدیریت منابع آب، تأمین آب مناسب کشاورزی، کنترل پیشروی آب شور و پایش مستمر کیفیت آب اروندرود و بهمنشیر.
3\. احیای شبکه آبیاری و زهکشی: لایروبی و ساماندهی انهار، بازسازی کانالها، احداث و تکمیل شبکههای زهکشی و جلوگیری از تجمع املاح در اراضی.
4\. تأمین ماشینآلات کشاورزی: ایجاد مراکز مکانیزاسیون در دهستانها، تقویت تعاونیهای کشاورزی و فراهم کردن امکان اجاره ماشینآلات با تعرفه مناسب.
5\. حمایت مالی از احیای نخیلات: پرداخت تسهیلات هدفمند، کمک به اصلاح و بازسازی نخلستانهای فرسوده و حمایت از کشاورزان در دوره بازگشت زمین به چرخه تولید.
6\. جذب نسل جوان: ایجاد مشاغل نوین کشاورزی، آموزش فناوریهای جدید، حمایت از کسبوکارهای روستایی و ایجاد زنجیره ارزش خرما.
7\. توسعه دامداری و صنایع تبدیلی: حمایت از واحدهای کوچک تولیدی، بستهبندی خرما، فرآوری محصولات باغی و صنایع وابسته به دامداری.
8\. توسعه گردشگری روستایی: شناسایی روستاهای مستعد، ایجاد اقامتگاههای بومگردی، بازارچههای محلی و مسیرهای گردشگری رودخانهای و نخلستانی.
9\. مشارکت مردم و بخش خصوصی: استفاده از ظرفیت تعاونیهای روستایی، سرمایهگذاران محلی، بخش خصوصی و نهادهای توسعهای برای اجرای پروژههای اقتصادی.
10\. ایجاد مدیریت هماهنگ توسعه روستایی: هماهنگی میان فرمانداری، جهاد کشاورزی، سازمان آب و برق خوزستان، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، منطقه آزاد اروند و دهیاریها برای جلوگیری از موازیکاری و مشخص شدن مسئولیت هر دستگاه.
سخن پایانی؛ آبادان فقط پالایشگاه و بندر نیست!
شاید زمان آن رسیده باشد که نگاه ما به توسعه آبادان از محدوده شهر، پالایشگاه، بندر و فعالیتهای صنعتی فراتر برود و روستاها را نیز بهعنوان یکی از ارکان اصلی آینده اقتصادی شهرستان به رسمیت بشناسیم.
روستاهای آبادان با برخورداری از موقعیت جغرافیایی ممتاز، همجواری با اروندرود و بهمنشیر، شبکه انهار، سابقه تاریخی نخلداری و ظرفیتهای کشاورزی، دامداری و گردشگری، سرمایهای هستند که نمیتوان از کنار آنها بهسادگی عبور کرد.
این روستاها در حد ظرفیت واقعی خود مورد توجه قرار نگرفتهاند و سهم آنها در برنامهریزی توسعه شهرستان، متناسب با استعدادهای طبیعی و اقتصادیشان نبوده است.
از سوی دیگر، نمیتوان انتظار داشت که تمام مسئولیت احیای این ظرفیتها بر عهده دولت باشد. روستاییان نیز باید در حفظ زمینهای کشاورزی، احیای نخلستانها و بازگشت به فعالیتهای مولد، نقش فعالتری ایفا کنند؛ البته این مشارکت زمانی شکل میگیرد که امید به تولید، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز اقتصادی قابل قبولی وجود داشته باشد.
آبادان روزگاری بهشت نخیلات بود؛ اما بهشت نخلها بدون آب شیرین، زهکشی مناسب، ماشینآلات، سرمایه و انگیزه انسانی دوباره زنده نخواهد شد.
نباید اجازه داد زمینهایی که روزگاری منبع رزق و روزی هزاران خانواده بودند، به اراضی رهاشده و کمثمر تبدیل شوند و نخلستانهایی که بخشی از هویت تاریخی آباداناند، تنها در خاطرات نسلهای گذشته باقی بمانند.
توسعه آبادان بدون توسعه روستاهایش، توسعهای ناقص و ناتمام خواهد بود.
شاید مهمترین پرسشی که باید امروز پیش روی مدیران، مسئولان و مردم آبادان قرار گیرد، این باشد: چه برنامهای داریم تا روستاهای آبادان دوباره به کانون تولید، اشتغال، سرزندگی و رونق اقتصادی تبدیل شوند؟
پ ن : عدد 54 آبادی و جمعیت روستایی ذکرشده، مبتنی بر داده منتشرشده در پایگاه ایرانگاه است و نباید بدون تطبیق با آخرین اطلاعات رسمی، آمار قطعی سال 1405 تلقی شود.
پایان پیام./